امروز در کمال ناباوری در یک سایت اجتماعی مطالب جالبی پیرامون ارتش اسلامی ترکیه !مطالعه کردم.
ناخودآگاه حس کردم نوچه های فکری یک جریان از طریق ارسال سیگنال های پوچ قدرت به دنبال اعاده حیثیت و اعتبار از دست رفته یک کشور و یک ارتش هستند!چگونه ارتشی که در جهان به لائیک بودن شهره عام و خاص است اسلامی می شود ؛از جمله حکایت هایی است که در این مجال وقت تبیین آن نیست.
لحظه ای مشغول تامل بودم که این مانور قدرت،به چه معناست که فهمیدم باید به داستان پشه و باد مراجعه کنم در دفتر چهارم مثنوی معنوی مولانا که پشه خطاب به حضرت سلیمان(ع) عرضه می دارد:
گفت : ای شه!مرگ من از بود اوست خود سیاه این روز من از دود اوست
او چو آمد من کجا یابم قرار کاو برآرد از نهاد من دمار
ارتش و دولتی که تا آرنج دستشان در خون انسان ها است از حلب تا پاریس ،نه تنها یک قدرت اسلامی به حساب نمی آید بلکه باید او را به صف ایستاده در ارتش الحاد و کفر و البته اسلام ناب امریکایی به شمار آورد و البته اگر قصد کسی قیاس ارتش ترکیه و ارتش اسلامی ایران است حکایت همان حکایت پشه و باد است. و به زودی خون ها اثر خواهند کرد و پرچم سرخ ترکیه بر تابوت حیثیت ترکیه کوبیده خواهد شد و این تابوت بر زمین مانده را باید برای همیشه تاریخ به خاک سپرد.